قدرت اردوگاه!

جلوی تی‌شرت مورد علاقه‌ام... و تک تک کلماتش حقیقت دارد! می‌دانم. من ۶۴ سال است که این کار را انجام می‌دهم. با توجه به عشق من به طبیعت و طبیعت‌گردی (تا وقتی چراغ‌های خیابان روشن نمی‌شد، من هرگز به آنجا نمی‌رفتم)، پدر و مادرم که اهل کمپ نبودند، وقتی دو ساله بودم، مرا به مدت دو هفته تا یک ماه از تابستان به موسکوکا بردند. من در هشت سالگی شنا، قایق‌رانی، پارو زدن با کانو و پیاده‌روی در بوته‌زار را یاد گرفتم. و سپس آنها مرا با لذت اردوی تابستانی آشنا کردند. 

ما قبلاً در اردوی دختران آهنگی را می‌خواندیم که به این شکل بود:

«تا ۹۳ سالگی اردو می‌زنم!»

این زندگی کمپینگ واقعاً عالیه—می‌خوام از اون حالت ازدواج دوری کنم!

پس کوپید، دارت‌هایت را از من دور نگه دار... تا وقتی که ۵۰-۶۰-۷۰-۸۰-۹۳ ساله شوم!

من هنوز کاملاً ۹۳ ساله نشده‌ام، و قضیه دارت هم جواب نداد، چون با شوهرم در اردو آشنا شدم، اما چه چیزی جواب داد؟

خداوند سه زن شگفت‌انگیز را به من عطا کرد که سال‌ها مرا راهنمایی کردند. خداوند از طریق آموزش و به اشتراک گذاشتن کلامش، و از طریق تابستان‌هایی که در خلقت شگفت‌انگیزش می‌گذراندم، روح مرا تغذیه کرد. خداوند فرصت‌هایی را برای توسعه مهارت و رهبری فراهم کرد. خداوند دوستانی مادام‌العمر به من عطا کرد که یکی از آنها شوهر شگفت‌انگیز من است.

در نتیجه آن سال‌های اولیه، او مرا به کالج کتاب مقدس هدایت کرد، جایی که افتخار تحصیل در رشته آموزش مسیحی و موسیقی را داشتم. سه سال پس از فارغ‌التحصیلی (و هنوز هم هر تابستان را در کمپ می‌گذراندم)، خداوند ما را دوباره هدایت کرد تا در آن محیط کالج کتاب مقدس زندگی و تدریس کنیم. و او در را برای من و همسرم باز کرد تا اردوهای تابستانی مسیحی را مدیریت کنیم و در خدمت کمپینگ بین‌المللی مسیحی کانادا در سه استان مختلف مشارکت داشته باشیم. امروز، که از مدیریت اردو بازنشسته شده‌ام، افتخار همکاری با CCI-Canada را به عنوان هماهنگ‌کننده مراقبت از اعضا برای اردوهای مسیحی کانادایی خود دارم.

در این نقش، با دیو و کتی شیدل آشنا شدم که به دنبال کمپ‌های کانادایی بودند که چالش میزبانی «گرندکمپ‌ها» را بر عهده بگیرند. اشتیاق آنها باورنکردنی بود و خیلی زود من را «فروختند». از آنجایی که پدربزرگ و مادربزرگ مسیحی‌ام را در کودکی از دست داده بودم، هرگز فرصت تجربه‌ی تأثیر آنها را در زندگی‌ام نداشتم. با این حال، در طول سال‌هایی که کمپ‌ها را مدیریت می‌کردیم، شاهد شادی خانواده‌های دو و سه نسلی بودیم که با هم به کمپ‌های خانوادگی می‌آمدند و خوش می‌گذراندند. ما همچنین ۱۱ نوه داریم و با بچه‌ها و نوه‌هایمان به کمپ رفته‌ایم، بنابراین چشم‌انداز یک برنامه‌ی کمپ فقط برای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و نوه‌هایشان مملو از امکانات هیجان‌انگیز بود. 

نامه شیرین پولس را که از زندان به تیموتائوس، «فرزند بسیار محبوبش» در خداوند، نوشت، به خاطر دارید؟

«تیموتائوس، من خدا را به خاطر وجود تو شکر می‌کنم... شب و روز پیوسته تو را در دعاهایم به یاد می‌آورم. مشتاق دیدار دوباره تو هستم... و وقتی دوباره با هم باشیم، سرشار از شادی خواهم شد... ایمان خالص تو را به یاد می‌آورم، زیرا تو همان ایمانی را داری که مادربزرگت لوئیس و مادرت افنیک را پر کرده بود. و می‌دانم که ایمان در تو همچنان قوی است!»  (دوم تیموتائوس ۱:۱-۵، ترجمه هزاره نو)

و چرا آن ایمان در تیموتائوس «قوی ادامه یافت»؟ چون با ایمان از طریق سه نسل، از یک مادربزرگ شروع شد! پدربزرگ‌ها؟ من هم همینطور فکر می‌کنم! قدرت اردوگاه؟ غیرقابل انکار و پاک نشدنی! از کجا می‌دانم؟ آنجا بوده‌ام، این کار را انجام داده‌ام، و هنوز هم قوی هستم.

لیندا السورث

لیندا در ۸ هفتگی به یک خانواده مسیحی در انتاریو و از طریق سرپرستی مادرش در ۵ سالگی به خانواده خدا پیوست و در یک خانه مسیحی بسیار اهل موسیقی بزرگ شد. اردوی تابستانی مسیحی به یک روش زندگی تبدیل شد که از ۸ سالگی شروع شد و تا به امروز ادامه دارد. لیندا در سال ۱۹۷۰ با مدرک کارشناسی ارشد آموزش مسیحی و کارشناسی ارشد موسیقی از کالج کتاب مقدس بریرکست فارغ التحصیل شد. داگ و لیندا که در سال ۱۹۷۱ ازدواج کردند، به خدمت در آموزش و کمپینگ مسیحی در ساسکاچوان، باهاما، آلبرتا و انتاریو ادامه دادند. لیندا و پیتر بلوم از کمپ پیشگامان انتاریو که در سال ۲۰۱۲ از مدیریت کمپ بازنشسته شدند، به ایجاد برنامه مراقبت از اعضا برای کمپ‌های CCI-کانادا سوق داده شدند. https://www.cci-canada.ca/ لیندا همچنین مطالب مطالعه کتاب مقدس را برای "Live"، مجله مسیحی زنان برنده جایزه که توسط زنان باپتیست کانادایی انتاریو و کبک منتشر می‌شود، می‌نویسد. (CBWOQ; baptistwomen.com) داگ و لیندا در پواسان، انتاریو زندگی می‌کنند و سه فرزند بالغ و یازده نوه دارند.

قبلی
قبلی

آیا شما پدربزرگ یا مادربزرگی دعاگو و مراقب هستید؟

بعدی
بعدی

به اشتراک گذاشتن داستان‌های ایمانی‌مان: چگونه با فرزندان و نوه‌هایمان در ارتباط بمانیم