کوزه‌های آب

یک افسانه قدیمی هندی از مردی می‌گوید که هر روز آب را در دو کوزه بزرگ که به انتهای یک تیر چوبی که بر پشتش نگه داشته بود، بسته شده بود، به روستای خود می‌برد.

یکی از کوزه‌ها قدیمی‌تر از دیگری بود و ترک‌های کوچکی داشت؛ هر بار که مرد مسافت تا خانه‌اش را طی می‌کرد، نیمی از آب کوزه از بین می‌رفت.

مرد به مدت دو سال همان سفر را تکرار کرد. کوزه کوچکتر همیشه به عملکرد خود بسیار افتخار می‌کرد و با خیال راحت می‌دانست که از پس ماموریتی که برای آن ساخته شده بود، بر می‌آید، در حالی که کوزه دیگر از اینکه تنها نیمی از وظیفه محوله را انجام داده بود، شرمنده بود، با اینکه می‌دانست آن ترک‌ها نتیجه سال‌ها کار سخت است.

آنقدر شرمنده بود که یک روز، وقتی مرد آماده می‌شد تا از چاه آب بیاورد، کوزه تصمیم گرفت با او صحبت کند. «می‌خواهم عذرخواهی کنم، اما به دلیل سال‌های متمادی خدمت، تو فقط می‌توانی نیمی از بار مرا حمل کنی و نیمی از تشنگی‌ای را که در خانه‌ات منتظر توست، فرو بنشانی.»

مرد لبخندی زد و گفت: «وقتی برگشتیم، با دقت مسیر را زیر نظر داشته باش.»

و همینطور هم شد. و شیشه متوجه شد که در کنارش، گل‌ها و گیاهان زیادی رشد کرده‌اند.

«می‌بینی طبیعت چقدر از طرف تو دوست‌داشتنی‌تر است؟» مرد اظهار نظر کرد. «من همیشه می‌دانستم که تو دل‌شکسته هستی و تصمیم گرفتم از این واقعیت استفاده کنم. من گل و سبزیجات کاشتم و تو همیشه آنها را آبیاری کرده‌ای. من گل‌های رز زیادی برای تزئین خانه‌ام چیده‌ام، به فرزندانم کاهو، کلم و پیاز داده‌ام. اگر تو اینطور نبودی، من چطور می‌توانستم این کار را بکنم؟»

همه ما پیر می‌شویم و شروع به کسب ویژگی‌های دیگری می‌کنیم. اما نکته اینجاست. اگر شما آنطور که هستید نبودید، چگونه می‌توانستید به آنچه که انجام داده‌اید، برسید؟ و آنچه در مورد گذشته ما صادق بود، امروز نیز صادق است. ما ممکن است کندتر باشیم و «ترک‌های کوچک» خود را نشان می‌دهند. اما «ترک‌ها» خود به خود اتفاق نمی‌افتند. آنها گواهی بر یک زندگی پر از هدف هستند. هر کدام یک داستان است. داستان‌های باشکوهی با آب کافی برای والدین خسته و فرسوده و فرزندانشان که تشنه داستان‌های زندگی هستند که به رشد آنها کمک می‌کند.

ما همیشه می‌توانیم از هر ویژگی که داریم نهایت استفاده را ببریم و نتیجه خوبی کسب کنیم.

وارد تننبرگ

وارد تنبرگ بیش از ۶۰ سال است که در حوزه‌های مختلف مذهبی فعالیت دارد، از یک مبشر جوان گرفته تا کشیش در سه کلیسا و همکاری با رهبران در میانسالی و پس از آن در بزرگسالی. علایق او از دکترای الهیات تا فارغ‌التحصیلی از آکادمی شهروندان FBI سیاتل گسترده است. او نویسنده و رمان‌نویس است و یک وبلاگ اینترنتی هفتگی با عنوان «چشم‌انداز» در مورد زندگی، یادگیری و رهبری در عصر سوم زندگی به عنوان پیرو عیسی می‌نویسد. وارد مردی بیوه با ۲ فرزند متأهل، ۳ نوه، ۴ نوه ناتنی و ۲ نتیجه است و از شب‌های آرام، بودن در کنار خانواده، کتاب‌ها و فیلم‌های خوب، ورزش، سفر و پیاده‌روی‌های طولانی با «سگ شگفت‌انگیز» خود، GAGE، لذت می‌برد. او در شمال غربی اقیانوس آرام ایالات متحده زندگی می‌کند. برای ارتباط با وبلاگ وارد، «چشم‌انداز»، به آدرس http://www.wardtanneberg.com مراجعه کنید

http://www.wardtanneberg.com
قبلی
قبلی

قلبی شاد از ستایش

بعدی
بعدی

با هم بهتر