برگرداندن عقربههای زمان
نوشته شده توسط دب دل ویلار، مدیر ارتباطات
آخر هفته گذشته، اکثر ما ساعتهایمان را یک ساعت به عقب برگرداندیم. این رسم سالانه، پایان ساعت تابستانی برای سال ۲۰۲۳ را نشان میدهد.
بعضیها این ایده را دوست دارند در حالی که بعضی دیگر نه. با این حال، یک چیز قطعی است، زمان واقعاً نمیتواند به عقب برگردد.
آیا تا به حال آرزو کردهاید که میتوانستید به عقب برگردید و یک روز یا دوره خاص از زندگی خود را دوباره تکرار کنید؟ بسیاری از ما به این سوال پاسخ مثبت میدهیم، اما میدانیم که این امکان پذیر نیست. هیچ دکمه عقبگرد یا مکثی وجود ندارد و زمان دائماً به جلو حرکت میکند. در واقع، همانطور که میگویند، "زمان منتظر هیچ کس نمیماند."
میخواهم بگویم راهی برای برگرداندن زمان به عقب وجود دارد! این راه از طریق به اشتراک گذاشتن خاطرات و سنتهایمان با خانوادههایمان است. با نزدیک شدن به تعطیلات، من از همین حالا برخی از این صحنههای خانوادگی پیش رو را تصور میکنم.
آلبومهای عکس خانوادگی
نوههای ما عاشق این هستند که به طبقه بالا بروند و آلبومهای خانوادگی را بردارند. همینطور که هر صفحه ورق زده و بررسی میشود، صداهایی با هم ترکیب میشوند و مجموعهای از جملات مانند «یادم هست...»، «خیلی خندهدار بود...»، «باورم نمیشه...» و بسیاری از جملات دیگر را تشکیل میدهند که با هم ترکیب شده و تاریخ خانوادگی ما را شکل میدهند.
بعضی از عکسها برای مدت طولانیتری در ذهن باقی میمانند. این عکسها اغلب گفتگوهای نامحسوس در مورد چگونگی اجابت دعاها توسط خداوند و آوردن سلامتی و شفای مورد نیاز هستند. عکسهای دیگر از اعضای خانوادهای است که اکنون از بین ما رفتهاند. این عزیزان دیگر دور میزهای ما نمینشینند، اما در عوض، خاطرات آنها قلبهای ما را گرم میکند.
همچنان که خاطرات دیروز را از نو به اشتراک میگذاریم، گویی عقربههای زمان را به عقب برمیگردانیم.
پازلها و بازیها
در طول بازدید خانوادهها، پازلها و بازیهای کارتی/تختهای بیرون آورده میشوند. این عشق به چیدن پازلها و بازی کردن، راه دیگری برای برگرداندن زمان به عقب و دوری از وسایل الکترونیکی و صفحه نمایش است.
ما با هم مینشینیم و صحبت میکنیم و یک پیوند ارتباطی قویتر و نزدیکتر میسازیم. مادرم همچنین به من لیلی، تیلهبازی، و جک یاد داد. این بازیهای قدیمی نه تنها برای فرزندانمان، بلکه برای نوههایمان نیز مایه شادی بودهاند.
بازیهای مورد علاقه دوران کودکی شما کدامند؟ بازیهای خانوادگی مورد علاقه شما کدامند؟
دستور پختهای خانوادگی
چند نفر از شما برای غذاهای تعطیلات خود از یک دستور غذای قدیمی خانوادگی استفاده میکنید؟ بعضی از دستورهای من با خط تحریری مادرم روی کارتهای فهرست رنگآمیزی شده نوشته شدهاند. بقیه در کتاب آشپزی بتی کراکر هستند، به همراه نوشتههای مدادی از تغییراتی که در طول سالها ایجاد شده است.
همانطور که نوههای دختر و پسر به آماده کردن وسایل کمک میکنند، ذهنم به زمانی برمیگردد که این کار را با مادر و مادربزرگم انجام میدادم. هر سال مثل ساعت، بعضی سوالات پرسیده میشوند و جواب یکسانی داده میشود. «چرا این کار را میکنیم، مادربزرگ؟» این فرصت بسیار خوبی است تا خاطرات گذشته را به اشتراک بگذاریم، در واقع زمان را به دورانی برمیگردانیم که این سنت آغاز شد.
اشتراکگذاری داستانها
دور میز غذا یا دسر، گفتگوها همواره به تعریف خاطرات خانوادگی ختم میشود.
یکی از غذاهای مورد علاقه خانواده ما که هر ساله سرو میشود، این است که وقتی از دعا چشم باز کردیم، دیدیم که سس کرنبری ژلهای جای لب و دندانهایش را به وضوح نشان میدهد. با نگاهی سریع به اطراف میز، نوه اول را با لبهایی به رنگ کرنبری یافتیم که از گوش تا گوش میخندید. او اکنون 20 ساله است و ما هنوز سس کرنبری را نزدیک او سر میز نمیگذاریم. یک بار دیگر، نوه دیگری، در حین دعا، ران بوقلمون را خودش خورد. این یک شاهکار عظیم بود که آن را بدون سر و صدا از روی میز به صندلی بلندش برد. او با افتخار آن را روی سینیاش گذاشت.
وقتی داستانهای قدیمی دوباره به اشتراک گذاشته میشوند، زمان به آن لحظه برمیگردد و خاطره یک بار دیگر زنده میشود. چه خاطرات تعطیلاتی شما را به گذشته برمیگرداند؟ بازگو کردن و زنده کردن آن خاطرات را در نظر بگیرید، و انگار به گذشته برگشتهاید.
نتیجهگیری
لئو کریستوفر گفت: «فقط یک چیز از وقت ما ارزشمندتر است، و آن کسی است که آن را برایش صرف میکنیم.» بیایید وقتمان را صرف کسانی کنیم که برایمان ارزشمندترند.
باشد که در این تعطیلات به آنها هدیه زمان بدهیم. شاید با لذت بردن ما از آن، زمان کمی کندتر بگذرد.