پدربزرگها و مادربزرگها، نوهها و گرندکمپ
«ایمان خالصانهی تو را به یاد میآورم، ایمانی که نخست در مادربزرگت لوئیس و مادرت افنیکی ساکن بود و اکنون، مطمئنم، در تو نیز ساکن است.» دوم تیموتائوس ۱:۵
به عبارت ساده، من عاشق کمپ هستم!
من در تمام دوران کودکیام در اردوها و جلسات مذهبی مسیحی شرکت کردم و در بزرگسالی، چندین سال در یک اردوی کتاب مقدس زندگی و خدمت کردم. با اطمینان میتوانم بگویم که اردو زندگی من را تغییر داده است. اگر تا به حال به اردو رفتهاید، حدس میزنم زندگی شما را نیز تغییر داده است. چه یک هفته اردوی تابستانی باشد، چه یک آخر هفته یا حتی فقط یک برنامه روزانه، چیزی خارقالعاده در آن وجود دارد. دور شدن از شلوغی و روال زندگی روزمره، گذراندن وقت در محاصره خلقت شگفتانگیز خدا و ارتباط با خانواده و دوستان در یک محیط متفاوت، همگی به فرصتهای قدرتمند و منحصر به فردی که از طریق تجربه حضور در یک اردوی مسیحی ایجاد میشود، کمک میکنند. این را با پیوند ویژه بین پدربزرگها و مادربزرگها و نوههایشان ترکیب کنید، و شما دستور العملی برای چیزی شگفتانگیز دارید!
وقتی برای اولین بار درباره GrandCamp شنیدم، فوراً مجذوب این ایده شدم. کمک به پدربزرگها و مادربزرگها برای هدایت آگاهانه نوههایشان به سمت مسیح، این رابطه از قبل خاص را تقویت میکند و ارزش ابدی آن را تضمین میکند. پدربزرگ و مادربزرگ بودن فقط به معنای به جا گذاشتن میراث نیست؛ بلکه به معنای به جا گذاشتن میراثی است که به عیسی اشاره میکند و او را هدف نهایی همه چیز در زندگی قرار میدهد. به نظر میرسید GrandCamp ابزاری فوقالعاده برای پرورش این نوع میراث و تبدیل پدربزرگها و مادربزرگها و نوهها به جلال خدا باشد. پس از مشاهده و شرکت در GrandCamps به عنوان داوطلب، مشخص شد که این برنامه تمام چیزی است که فکر میکردم و حتی بیشتر از آن. فضای معمول اردوگاه شامل بازیهای دیوانهوار، آهنگهای احمقانه، فعالیتهای گروهی برنامهریزیشده و خودجوش، آتش اردو و پرستش خدا از طریق آواز خواندن و آموزش کتاب مقدس، هنوز هم وجود دارد. قلبهای شاد و چهرههای خندان پدربزرگها و مادربزرگها و نوهها نیز همچنان وجود دارد. اما تمرکز بر ایجاد هدفمندی در این رابطه بین نسلی، عنصری باورنکردنی را اضافه میکند که زندگی والدین من، زندگی فرزندانم و زندگی ما به عنوان والدین را تغییر داده است.
هر سه فرزند من بیش از یک بار به گرندکمپ رفتهاند! من و همسرم از تأثیری که این اردو بر همه ما داشته، شگفتزده شدهایم. دیدن اینکه والدین و خانواده همسرم با قرار دادن عیسی مسیح در مرکز روابطشان، فرزندانم را دوست دارند، دلگرمی زیبایی است. دانستن اینکه ما به عنوان والدین در این کار تنها نیستیم، نعمتی عظیم است. تماشای نزدیکتر شدن فرزندانم به پدربزرگ و مادربزرگشان در بستر عشق مسیح، گواه قدرتمند دیگری از لطف خداست. بله، پدربزرگ، مادربزرگ، اوما و پاپا همیشه منبع سرگرمی، بازی، شیرینی و هدیه خواهند بود. اما تأثیر معنوی و شاگردی که در، همراه و تحت همه این تعاملات موقتی و گاهی اوقات به ظاهر پیش پا افتاده رخ میدهد، آنها را به ارزشی ابدی تبدیل میکند. و اردو فقط آغاز ماجرا است! هدفمندی معرفی شده، آموزش داده شده و پرورش یافته در گرندکمپ، روز به روز و سال به سال ادامه دارد. من به عنوان یک والد، از تأثیر اردو بر هر سه نسل و بدون شک نسلهای آینده شگفتزده هستم!
پولس، لوئیس را به خاطر ایمان خالصانهاش که به دخترش و به نوبه خود به نوهاش، تیموتائوس، منتقل کرد، ستود. من شک دارم که در قرن اول میلادی، شعبهای از شبکه تربیت پدربزرگ و مادربزرگ مسیحی کانادا در آسیای صغیر وجود داشته باشد. با این حال، این واقعیت همچنان پابرجاست که پدربزرگها و مادربزرگها همیشه میراثی برای نوههای خود به جا گذاشتهاند. گرندکمپ صرفاً ابزار فوقالعاده دیگری در جعبه ابزار کلیسا برای پرورش اطاعت از مسیح از طریق موعظه و انتشار پیام انجیل به دنیای اطراف ماست که از شاخههای شجرهنامه خانوادگی خودمان شروع میشود.
من سالهاست که عاشق اردو هستم. این تغییر نکرده است، اما آن عشق گسترش یافته و این فرصت بینظیر اردو را نیز شامل میشود. به خاطر اطاعت معنوی، شادی و رشدی که در همه ما ایجاد میکند، من عاشق فرستادن فرزندانم به گرندکمپ هستم.