گردهماییهای خانوادگی - چیزی از گذشته یا کلیدی برای آینده؟
نوشته شده توسط دب دل ویلار، مدیر ارتباطات
اگر شما هم مثل من هستید، هر تابستان خانوادهتان دور هم جمع میشدند. این یک راه فوقالعاده برای تجدید دیدار، تقویت پیوندهای خانوادگی، خلق خاطرات ماندگار و آشنایی با میراث جذاب خانوادگیمان بود.
در طول این سالها، با فوت پدربزرگ و مادربزرگ و والدینم، ظاهراً ازدواجها و مراسم خاکسپاری جایگزین دورهمیهای خانوادگی شدهاند. در حالی که این روزها هنوز هم زمانهای بسیار خوبی برای دور هم جمع شدن هستند و بسیاری از کارهای مشابه انجام میشود، من دلم برای دورهمیهای خانوادگی تنگ شده است.
گردهمایی خانواده برای گذراندن وقت با هم، خاص و با شور و شوق فراوان بود. این هیجان به محض دریافت دعوتنامه و اعلام مکان و موضوع جشن آغاز شد. در طول ماههای بعد، تمام مقدمات آماده و نهایی شد و در نتیجه، اوقات فوقالعادهای را سپری کردیم.
در ادامه به برخی از برکاتی که گردهماییهای خانوادگی میتوانند داشته باشند، اشاره میکنیم. اگر دیگر این گردهماییها را برگزار نمیکنید یا هرگز شروع نکردهاید، شاید این مطلب به شما انگیزهای برای برنامهریزی یکی از آنها در تقویم تابستان آینده بدهد.
اتصال مجدد
یکی از نعمتهای فراوان، فرصت ارتباط مجدد با اعضای خانواده گسترده و ملاقات با اعضای جدید است.
یکی از مزایای اطلاع از زندگی یکدیگر این است که میتوانید اطلاعات تماس خود را بهروز کنید. چه کسی تا به حال برای ارسال کارت دعوت نشسته و آدرس یکی از اعضای خانوادهاش را نداند؟ حتماً شماره تلفن آنها را بگیرید و از طریق رسانههای اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنید.
وقتی مادرم فوت کرد، ما یک صفحه فیسبوک خانوادگی راه اندازی کردیم. از اعضای خانواده دعوت شد تا به این صفحه بپیوندند. بسیاری از آنها خاطراتی از مادرم را به اشتراک گذاشتند که به تسکین درد آن سال اول بدون او کمک کرد. صفحه ما هنوز هم وجود دارد و اعضای مختلف خانواده همچنان چیزهایی را به اشتراک میگذارند تا بتوانیم ارتباط بهتری با هم داشته باشیم.
علاوه بر این، فهمیدن اینکه در زندگی یکدیگر چه میگذرد، به ما این امکان را میدهد که به طور خاصتر و مؤثرتری برای خانوادههایمان دعا کنیم. به عنوان پدرسالاران و مادرسالاران خانواده، ما وقت داریم که با جدیت دعا کنیم. این یک امتیاز و مسئولیت است که باید جدی بگیریم.
ملاقات در یک مکان همچنین به ما کمک میکند تا بسیاری از اعضای خانواده گسترده خود را ببینیم که مطمئناً با افزایش سن به ما کمک میکند. میتوانیم بنشینیم و با اعضای خانوادهای که در غیر این صورت ممکن است هرگز آنها را نبینیم، گفتگو کنیم. میتوانیم بنشینیم و از تماشای خنده و بازی کوچکترها لذت ببریم.
تقویت اوراق قرضه
هرچه از طریق گذراندن وقت با هم، یکدیگر را بهتر بشناسیم، پیوند ما با خانوادهمان تقویت میشود. به یک دورهمی خانوادگی مانند نوعی چسب فکر کنید که هر چه بیشتر در کنار هم باشیم، پیوندمان قویتر میشود. تماس رو در رو با یکدیگر، با آغوش و نیشگون گرفتن گونه، باعث میشود پیوند عمیقتر شود.
فعالیتها، بازیها، هنرها، صنایع دستی و صرف غذا به صورت دسته جمعی، چیزهای بسیار خوبی برای لذت بردن در دورهمیهای خانوادگی هستند. برخی از خانوادهها نمایشهای استعدادیابی برگزار میکنند، به پیادهروی میروند یا بازیهای بیسبال انجام میدهند. به چیزهایی که خانوادهتان دوست دارد فکر کنید و آنها را در راههایی برای گذراندن وقت با هم با انجام کاری مشترک بگنجانید.
یک آلبوم عکس خانوادگی نه تنها راهی عالی برای ثبت خاطرات، بلکه انتقال داستان خانواده نیز هست. اگر این آلبوم هر سال اضافه شود، به یک تاریخچه تصویری نسلی از اعضای خانواده تبدیل میشود که میتوان آن را با داستانهایی از عمو فرد و کارهای عجیب و غریبش یا عمه سوزی و پایهای شگفتانگیزش به اشتراک گذاشت. حتماً عکسهای خانوادگی هم بگیرید. این کار را میتوان هم توسط خانوادههای جداگانه و هم توسط نسلها انجام داد. فراموش نکنید که از همه با هم عکس بگیرید.
یادم میآید که به یک گردهمایی خانوادگی رفتم و در شروع روز خجالتی بودم. با این حال، تا پایان روز، نمیخواستم پسرعموها و پسرعموهایم را ترک کنم. همچنین با اقوامی آشنا شدم که قبلاً فقط اسمشان را میدانستم. پیوندهای من با خانوادهام درست مانند ریشههای یک درخت سالم، عمیقتر و گستردهتر شده بود. یک درخت سالم اگر ریشههایش عمیق و قوی باشد، میتواند در برابر فشارهای طوفانها و خشکسالیها مقاومت کند. جوانان ما به ریشههای قوی نیاز دارند، به اینکه چه کسی هستند و از کجا آمدهاند. گردهماییهای خانوادگی به ایجاد این حس قوی امنیت، تعلق و هویت کمک میکند.
«... تا بلوطهای عدالت نامیده شوند، غرس خداوند، تا او جلال یابد.» - اشعیا ۶۱:۳
یادگیری تاریخچه خانواده
یک دورهمی خانوادگی بدون قصهگویی چه معنایی دارد؟! وقتی به عنوان یک خانواده دور هم جمع میشویم، تنها چیزی که یک نفر باید بگوید این است که «یادت هست کی…؟» بسته به اینکه چه کسی صحبت میکند، همه ما داستانی را که قرار است به اشتراک گذاشته شود، میدانیم. در تجربیات مشترک، آرامش زیادی وجود دارد.
در گردهماییهای خانوادگی، اعضای جوانتر خانواده از ما، اعضای مسنتر، یاد میگیرند. در عین حال، ما، اعضای مسنتر، با گوش دادن به اعضای جوانتر یاد میگیریم. ما داستانها را به اشتراک میگذاریم و از این طریق زندگی را با یکدیگر به اشتراک میگذاریم. این یکی از راههای ایجاد روابط بین نسلی یا چند نسلی است.
یادم میآید که مادربزرگم از روزهای کارش در تجارت فولاد در بیتلحم، پنسیلوانیا برایمان تعریف میکرد. مادربزرگم از اولین باری که یک حمام سرپوشیده دیده بود تعریف میکرد. یادم هست که از شستن کیسههای پلاستیکی و لباسهای پلاستیکی برای استفاده مجدد و همچنین صرفهجویی در مقوا برای مصارف جنگی برایمان تعریف میکرد. مادربزرگم مدتها پس از جنگ هنوز هم مشغول شستن وسایل یکبار مصرف و صرفهجویی در مقوا بود.
این داستانها نه تنها به پایههای گذشتهای تبدیل میشوند که ما به عنوان یک خانواده بر آنها ایستادهایم، بلکه به داربستی تبدیل میشوند که آینده خود را بر روی آن میسازیم. همانطور که ما، دارندگان میراث خانوادگی، داستانهایی را که شنیدهایم به نسلهای بعدی منتقل میکنیم، آنها به بخشی از پایههای قوی و داربستهای محکم نسل بعدی تبدیل میشوند. این حمایت به آنها کمک میکند تا از طوفانها و خشکسالیهایی که مطمئناً در راه است، عبور کنند. اگر میراث منحصر به فرد آنها را با آنها به اشتراک بگذارید، خواهند دانست که از کجا آمدهاند.
تاریخچه خانواده شما چیست؟ چه سنتهایی را حفظ میکنید؟ چه چیزی شما را به یک _________ [نام خانوادهتان] تبدیل میکند؟ به آنها کمک کنید تا ببینند چه کسانی هستند و چگونه به این خانواده تعلق دارند. قبل، حین یا بعد از گردهمایی خانوادگی، جستجوی شجرهنامه و تبارشناسی را در نظر بگیرید. آنچه را که پیدا میکنید به اشتراک بگذارید. سایتهای رایگان زیادی وجود دارد که میتوانید از آنها بازدید کنید و حقایق شگفتانگیزی در مورد خانواده خود کشف کنید.
در حالی که داستانها، سنتها و حکایات خانوادگی را به اشتراک میگذارید، میراث ایمان خود را نیز گرامی بدارید.
پس از مرگ پدرم، در جریان بررسی سوابق او، متوجه شدم که من از یک خانوادهی طولانی از پیروان مسیح هستم، از شهرستان داون، ایرلند. پیش از این، فکر میکردم که من یک مسیحی نسل اول هستم. نسلهاست که هیچ مسیحی در خانوادهی ما وجود نداشته است. حقایق شگفتانگیز بسیاری کشف شد.
بیایید تاریخ خود را به اشتراک بگذاریم، تا داستانهایمان با ما دفن نشوند، بلکه به ساختن نسلی جدید از مؤمنان قوی به خداوند کمک کنند.
«در او ریشه دوانید و بنا شدید و در ایمان استوار شدید، چنانکه تعلیم یافتید و سرشار از شکرگزاری بودید.» (کولسیان ۲:۷)
نتیجهگیری
یه شعر هست که میگه «اگر میخواهی گذشته را لمس کنی، سنگ را لمس کن. اگر میخواهی حال را لمس کنی، گل را لمس کن. اگر میخواهی آینده را لمس کنی، زندگی را لمس کن.»
وقتی صحبت از انتقال میراث خود به عنوان پدربزرگ و مادربزرگ میشود، بیایید این شعر را دوباره بنویسیم:
«اگر میخواهید گذشته را به دیگران منتقل کنید، داستانهایتان را با نوههایتان به اشتراک بگذارید. اگر میخواهید حال را گرامی بدارید، با نوههایتان وقت بگذرانید. اگر میخواهید آیندهای قوی از خود به جا بگذارید، در مورد آن دو مورد دیگر هدفمند باشید.»
گردهماییهای خانوادگی یکی از راههای عالی برای رسیدن به این هدف است.