وبلاگ
پدربزرگ کوچک و میراث بسیار بزرگش
پدربزرگ میدانست که ما هیچ وسیلهای برای بازپرداخت بدهی خود به او نداریم. در آن لحظه، او بیشتر از هر کسی که تا به حال شناخته بودم، شبیه مسیح بود. مسیح که قادر به پرداخت بدهی گناه من نبود، مرا دوست داشت و سالها پیش با ریختن خون خود بر روی صلیب جلجتا، معامله لازم را انجام داد. بدهی من به طور کامل پرداخت شد.